تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز

پیغام ورود و خروج



ساعت ساعت ساعت فلش
همه چیز درمورد شهرلیکک و قوم لر
همه چیز درمورد شهرلیکک و قوم لر
بهمیی را دوست میداریم و به قوم لر افتخارمیکنیم 
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی
با  سلام و عرض ادب،خیرمقدم و احترام خدمت تمام دوستان و کسانیکه از این وبلاگ دیدن میکنید
خواهشمنداست  حتما نظر خودرا در زیر هر پیام یا پست ایجادکنیدتا از کمی وکیفی های کار خود اطلاع داشته باشیم
از همگی کمال تشکر،قدردانی و  سپاسگذاری را دارم که مرا مورد الطاف خود قراردادید

باتشکر

مدیریت وبلاگ :محمدرضاشاکری


[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]

به گزارش سایت خبری آوای ماغر،برای نخستین بار؛ مراسم عروسی یک زوج لر همراه با آیین و سنت‌های عشایر در گالری آسمان برگزار شد.

حنایی که میان رنگ‌ها بسته شد

آغاز آشنایی شایان و معصومه

بعدازظهری بود و معصومه برای آوردن آب؛ لبِ چشمه رفت که پسرِ قصه دیدش و یک دل نه که صد دل عاشق شد. پسر از خواهرش که همراهی‌اش می‌کرد؛ پرسید: این دختر؛ کیه؟…

شایان؛ نفس‌زنون به خونه رفت و ماجرا رو با مادرش که درحال کشیدنِ قلیون بود؛ درمیون گذاشت. مادر بعد از قربون صدقه رفتن بابتِ عاشق شدن پسرش؛ قول داد شب با پدرش صحبت کنه و ازش بخواد براش پاجلو بزاره و دختره رو از پدرش خواستگاری کنه.

پدر اومد و بعد از شستنِ دست و صورت با آفتابه و لگنی که دختر براش آورده بود؛ از ماجرای عاشق شدنِ پسر باخبر شد.


45

مادرِ داماد با مادرِ عروس صحبت کرد که اگه پسرشون رو به غلامی قبول کنن؛ یه روز رو برای خواستگاری تعیین کنن.

44

مادرِ عروس با پدر صحبت کرد که یه روز رو مشخص کنن تا خونواده داماد برای خواستگاری بیان. روزی مشخص شد .

43

و پدرِ عروس و داماد بدون حضور زن‌ها؛ مهریه و شیربها رو مشخص کردن و مابقی ماجرا رو به زن‌ها واگذار کردن.


نواختن ساز و نقاره به همراه اهدای هدایا

خونواده داماد؛ سینی‌های خلعتی به‌سر برای عروس پارچه و زیورآلات اووردن و زن‌ها یه‌صدا خوندن: مبارک، مبارک، ایشالله مبارکش باد…”

020

مراسم حنابندون اجرا شد و بر کف دستای  عروس و داماد حنا بستند.

022

خونواده عروس هدیه‌هایی رو برای مادر، پدر، خاله، عمو، عمه، خاله و برادر عروس اووردن.

023

پارادوکس غم و شادی

ساز و نقاره شروع به نواختن می‌کنه. موسیقی از شعرهای غمگین شروع می‌شه و با موسیقی شاد به پایان می‌رسه.


روز عروسی

عروس با لباس سپید و رواندازی صورتی‌رنگ وارد می‌شه و عاقد عبارت “از بایمی از قایمی ترکه سرخ بادومی عروس خانم برای شایان گفتی بله اگه نگی بله پوز مُخله” را سه بار می‌خواند و هر بار با ترکه‌ای که به دست داره بر سر عروس ضربه می‌زند تا بله را بگیرد…

عروس بعد از گرفتن زیر لفظی می‌گه “با اجازه بوام بله”

024

بعد از بله‌ی عروس؛ پدر و برادر داماد دستمال به دست شروع به رقص محلی می‌کنند. داماد هم آنها را همراهی می‌کند.

24

پدر عروس به همراه یکی از اقوام داماد چوب‌بازی می‌کند.

27

 برادر داماد وسایلی برای اصلاح سر می‌آورد و موهای داماد را اصلاح می‌کند. مهمان‌ها هم در دستمال دور گردنِ داماد شاباش می‌اندازند.

29

پدر عروس  دور کمر دخترش شالی بسته و داماد روانداز عروس را بالا میزند و بعد از رد شدن از زیرِ قرآن؛ راهی خانه بخت می‌شوند.

033

035

ما هم برای این زوج دندانپزشکِ گچسارانی که این‌گونه سعی کردند آیین و سنت‌هایشان را زنده نگاه دارند و به دیگران نیز نشان دهند؛  آرزوی خوشبختی می‌کنیم.

پایان

آن‌چه در بالا خواندید و دیدید؛ مراسم واقعی عقدِ یک دختر و پسر عشایر کهگیلویه و بویراحمدی بود. در این مراسم عروس و داماد همراه با اقوام و خویشان؛ نمایشی واقعی از رسم و رسوم خود را در صحنه‌ای در گالری آسمان واقع در زعفرانیه ارایه کردند. این مراسم به همت کارگروه مد و لباس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرهنگستان هنر و موسسه فرهنگی و هنری صبا صبح امروز (۶ در ماه) برگزار شد تا شاید نمونه‌ای باشد در یادبودِ رسم و رسوم ایرانی.  در این مراسم زنان و مردانی پوشیده در لباس‌های رنگارنگ محلی از ۱۸ استان دیگر نیز حضور داشتند که هریک با پوشاک مخصوص استان؛ فرهنگ و زیبایی‌های استان خود را به نمایش می‌گذاشتند.


[ دوشنبه 7 دی 1394 ] [ 05:12 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]

گوربخیل یک نماددرشهرستان بهمئی ودرتنگ سروک بود.به گفته افرادکهنسال محلی هرمسافری ازکناراین نمادمی گذشت سنگی به طرف آن پرتاب می کردتاجایی که  به صورت تلی ازسنگ های کوچک درآمده بود.می گویندمقبره یک آدم خسیس وبخیل بودومردم بایدباپرتاب سنگ به قبروی،ازخساست وبخیلی دوری جویند.البته مشخص نیست که واقعامقبره ای زیرآن تل سنگ بوده باشد،ولی هرچی بودمردم میهمان نوازبهمئی باپرتاب سنگ به نمادبخل وخساست میهمان نوازی خودرانشان می دادند.

این نماددرتعمیروزیرسازی جاده سروک توسط بولدوزر ازبین رفت ومتاسفانه این اثرفرهنگی مثل خیلی آثاردیگرازبین رفت.


[ یکشنبه 25 مرداد 1394 ] [ 10:31 ق.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]
به نام خداوندی که لر افرید      ***    دلش را از اندوه پر آفرید


غم لر غم غربت کوچ نیست     ***   خداوند لر بره وقوچ نیست


خدا حافظ ای کوچ هر سال من  ***   خدا حافظ ای بخت واقبال من


خدا حافظ ای مشک ودوغ وکره  ***   خداحافظ ای کبک ومیش وبره


دلم خو یکی بیا زه اسبیونه ومال ***   که سیمون بخونه کمی  دی بلال


دلم تنگه سی پازنون منار         ***    دلم تنگه سی برنو ویک وسوز وار


دلم تنگه سی مال وتش بهون   ***     بسی نظام و بیژن شاهنامه خون


دلم ایخو وابا دلی و قربونه ایل    ***      بگردم به جست کلو س و چویل
.                                        
دلم ایخو ورگرده او روزگار          ***      روه مالمون پشت تنگ منار

[ یکشنبه 25 مرداد 1394 ] [ 10:30 ق.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]

((البته ترجمه اش باخودتان))

قَسَمَلِ زره پوش خاطرجَمُم که                           بردُنُم چل پلکون شکال زَنُم که

سرره چل پلکون خین ریزه ریزه                          سرشون ِخان طلا چی مَه بریزه

سرره چل پلکون کِردِن درازُم                               یاخداوم برسون یوسف وکاظم

سرره چل پلکون شونُم گِرُتَش                            یاخداوم برسون سرداروجونبخش

سرره چل پلکون زَینُم یَه تیری                             باراله وَم برسون چارخواجمیری

حضرات بهمئی گودَخدافظ                                   واتوایبوی بِکِشنُم سرگچ رومِز

همتودونسه بوین سرهنگ منه کشت                 یکیتو وَم نگوین واگَردُم واپشت

هرچه گشتم که وکه کسی نکشتم                     بردنُم چل پلکون تیرزیَن وپُشتُم

سرره چل پلکون تیرخَردوپشتم                           گوبِرَس،یوسف برس دردِت من جونم

خَوَرَ که آوردی خدامَوَردار                                    ایکشن خان طلا یوسف خَوَردار

باراله وَم برسون چارمرددل دار                            نجفَ علی بازَ،کاظمُ وسردار

سرگچ چل پلکون بسَی یه شیری                        یاشاهِ یاخان طلا یاهم وزیری

سررَی چل پلکون خینی دیاره                            یاخین خان طلا یاهم شکاله
[ یکشنبه 25 مرداد 1394 ] [ 10:25 ق.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]
ز یاد من نمی رود
بخت بیا به یاری ام !
کجاست آن نجابت و
شکوه بختیاری ام ؟
سوار تک سوار من
تفنگ بی درنگ من
بیا بتاز و ناله کن
زه نای بختیاری ام
بخت من ویار کجا
خانی و سردار کجا
چرا صدا نمی کنی
بــِرنو بختیاری ام
سیاه چادر تو کو ؟
بخت سیاه از چه روی
سپید مانده ام
از آنکه بختیاری ام
من ز سوار زاگرسم
به گــَرد من نمی رسد
هیچ سوار کهنه ای
توسن شعر زین کنم
بخت بیا به یاری ام
با ک ندارم از فلک
چرا که بختیاری ام .

[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 09:48 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]

به گزارش” صبح رابر” نان قدمتی بالغ بر 1000 ساله  دارد. نان همواره در نزد ایرانیان از جایگاه خاصی برخوردار بوده و غذای اصلی مردم را تشکیل می‌دهد. بخش قابل توجهی از پروتئین و انرژی مورد نیاز مردم، از نان تامین می‌گردد. بی‌شک تهیه، تولید وعرضه‌ نان سالم و بهداشتی در حفظ سلامت جامعه موثر خواهد بود.

نان‌هایی که از آرد  سبوس‌دار تهیه می‌شوند و با خمیر مایه و بدون استفاده از جوش شیرین عمل‌آوری می گردند و با حرارتی ملایم، یکنواخت و شعله غیرمستقیم می پزند،و از  سالم‌ترین نان‌ها هستند.

   گندم از بركات خداوندی است كه همواره مورد  احترام است،نان در سفره هر ایرانی جایگاه ویژه ای دارد و نسبت به این قضیه چقدر روایات و احادیث داریم. در ادبیات هم که نگاه کنید می بینید که هزار بیت درباره ی نان وجود دارد که معروف ترین آن هم شعر معروف سعدی است که:

ابر و ماد و مه و خورشید و فلک درکارند                            تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

به هر صورت رابطه ی نان و گندم با اقتصاد یک رابطه ی بسیار نزدیک است. بیشتر زنان شهرستان رابر اغلب سفره  های خانه شان را با نان محلی مزین می كنند .

بوی نان تازه محلی كه در خانه ای پخت می شود ذاعقه هر  رهگذران را تحریك می كند و این نیز یكی دیگر از بركات خدواندی است. امروز كه از كوچه های شهرشتان رابر می گذشتیم ، بوی نان تازه استشمام كردیم  ، به در خانه ای كه بوی نان تازه  می آمد، رسیدیم ، زنگ در خانه را زدیم و با استقبال گرمی رو به رو شدیم ، وارد كه شدیم، جمعی از بانوان  رابر ی  كه مشغول پخت نان محلی بودند، و با همدلی، صفا و صمیمت و همكاری صمیمانه در یك خانه  دور هم جمع شده بودند و با همكاری  هم مشغول پختن نان تاوه سنگی و یا بااصطلاح محلی نان كلو و نان تیری بود.

 از  این بانوان نجیب و زحمتكش رابری روش تهیه این نانها را پرسیدیم  ،  با توجه به اینکه آرد آن از گندم محلی (با برداشت گندم از مزارع ) تهیه شده و به کمک دست خمیر آن کاملا آماده می‌شود و نیز با توجه به اینکه تحت حرارت غیر مستقیم آتش و به صورت طبیعی پخته می‌شود، هیچگونه ضایعاتی در بر نداشته و به لحاظ  طعم و خوشمزه بودن بی نظیر می باشد و در صورت ایجاد شرایط مطلوب، مدت زمانی بیش از سایر نان ها، قابل نگهداری و استفاده می باشد.

طرز تهیه نان  تاوه سنگی یا به اصطلاح  محلی نان كلو ی رابری

آرد ،نمک، پودر خمیر ترش راباهم مخلوط کرده ودر کاسه گودی الک می کنیم آب ولرم راکم کم اضافه می کنیم و خمیر راچنگ می زنیم تاخمیر نسبتآ سفتی به دست بیاید سپس خمیر رابه مدت 5 دقیقه ورز می دهیم. خمیر رادرکاسه انداخته وروی ان رامی پوشانیم وبه مدت نیم ساعت درجای گرمی قرار می دهیم .

خمیر راکمی ورز داده وچانه به اندازه یک تخم مرغ می گیریم روی تخته را آرد می پاشیم و باانگشتان دو دست چانه راپهن می کنیم کمی آرد روی چانه می پاشیم ووردنه می کشیم تا گرد وبه اندازه یک بشقاب کوچک شود تابه یا یك تخته سنگ  رااز قبل گرم می کنیم، نان را  بر روی تاوه كه بر روی سه پایه ای آهنی روی آتش سوار بود پخت می شود، نان راروی تابه می اندازیم حرارت را کم می کنیم یک طرف نان پف کرد نان رابر می گردانیم تا هردوطرف پخته شودسپس از روی تابه بر می داریم .

طرز تهیه نان تیری

تقریبا مشابه با روش تهیه خمیر تاوه سنگی ولی بدون مایه خمیر ( خمیر ترش )  و فقط این خمیر باید در لگن خمیری به کمک دست ،آرد ،نمک، راباهم مخلوط کرده ودر کاسه گودی الک می کنیم آب ولرم راکم کم اضافه می کنیم و خمیر راچنگ می زنیم تاخمیر نسبتآ سفتی به دست بیاید بعد از خمیر شدن آرد ، و پهن كردن سفره نان پزی  و آماده كردن  تیر چوب مخصوص نان پزی و تخته نان پزی و بعد خمیری که آماده شده در محل”چونه” گرفته می‌شود،و چونه با تیر چوبی بر روی تخته ی نان پزی پهن و روی تاوه داغ به صورت لواش پخت می شود. ضخامت نان تیری در حدود دو الی سه میلیمتر بوده و خمیر با تیر چوبی روی یك سطح صاف نازك میگردد و نانهای تیری روی هم بصورت چند لایه روی تاوه آماده می گردند.

گفتنی است این  سفره نان پزی از صنایع دستی آنهاست ، كه دونفری در مدت یك ماه  بافته  اند .


[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 09:44 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]
زور بُم گِرِهدِه بی كَسی، دی چاره ناچارُم سِتین
 



 

هر شُو زَنُم گولِ دلُم آستاره ایشُمارُم سِتین
 



 
دنیا پلِشتِ و لیشِ و نَدُونُم كُیه وا ری كُنُم
 


جون خُوتِ اِز عالم و آدم مُو بیزارُم سِتین
 


دنیا لِر چَپ ایخوره، وا بی چَواسِه اِی خدا
 


بَفتِه ز غم سی مو قَوا، تَش وَندِه به كارُم سِتین
 


دی ناله،ناله،”نِی”،نیا آرمونِ دِلْ دیْ نی وُرا
 


تِهنا و دلتنگ خُوتُم، رَهدیُ و وِِر دادیم سِتین
 


نی هُمدُرُنگی سی دلُم سَر وا به شونِ كی بِنُم
 


خوت،بَردِ غَمچین مُنی، وایای به هِی جارُم سِتین
 


وایای به هِی جارُم سِتین وایای به هِی جارُم سِتین
 

[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 09:42 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]

http://www.up.98ia.com/images/m4wtq56t87fl5lwfr43.jpg

نان در زندگی عشایر کوچنده نقش بسیار عمده ای را ایفا می کند. این ماده غذایی قوت غالب را در تغذیه جمعیت کوچنده تشکیل می دهد.

بختیاریها اصولا پنج نوع نان تهیه می کنند:  1- نان تیری 2- نان برکوه 3- نان بلوط 4- نان ورچاله 5- نان گرده

در زیرهر یک از این نانها شرح داده می شود.

1- نان تیری

نان تیری در بختیاری ، نانی شبیه به نان لواش است که به زبان بختیاری به آن "تیری"می گویند. ضخامت این نان تا 2 میلی متر، قطر آن بین 35 تا 40 سانتی متر وشکل آن دایره ای است. وزن تقریبی یک عدد نان تیری حدود 150 گرم است. این نان ازآرد گندم تهیه می شود.

- طرز تهیه : برای تهیه این نان ابتدا آرد را از حور (خورجین مخصوص نگهداری آرد) خارج کرده و به اندازه مورد نیاز در سفره ای گلیم بافت آن را الک می کنند. سپس آن را درون ظرفی فلزی خمیر می کنند. خمیر در مدتی کمتر از نیم ساعت آماده است. وسپس خمیر چانه شده را با چوبی بنام تیر بر روی سکویی چوبی که توسی نام دارد پهن کرده وسپس خمیر نازک شده را بر روی سینی پهن آهنی بنام تاوه ،که بر روی شعله آتش قرار دارد برای پخت قرار می دهند.

2- نان برکوه

 برای تهیه این نان ، ابتدا گندم را در آسیاب دستی که به آن "آسک" می گویند ، آرد می شود. آرد مورد نیاز برای پختن برکوه باید خشن تر از آرد گندم معمولی باشد وتهیه آن باید طوری باشد که گندم کاملا پودر نشود. سپس این آرد را خمیر کرده ودر ظرفی  قرار می دهند. این خمیر را در حدود 12 ساعت به حال خود می گذارند تا مقداری ترشیده شود . سپس آن را برای پختن مصرف می کنند.

3-  نان بلوط

میوه بلوط توسط زنان ومردان از درخت چیده می شود. میوه ها را با چاقویی بنام "ورنجوک" پوست می گیرند. عمل پوست گیری میوه بلوط را "کیکه" می گویند. بلوط های پوست گرفته شده را درون چاله ای بنام "لهه" که در آن آتش افروخته اند می ریزند. پس از قرار گرفتن بلوط در لهه ، مقداری آتش نیز روی بلوط ها می ریزند تا حرارت حاصل از بالا وپایین ، آن را کاملا بپزد. پس از گذشت مدتی لهه را خاموش می کنند وبلوط ها را از آن بیرون می آورند و در آفتاب پهن می کنند تا کاملا خشک شود. سپس بلوط ها را در آسیاب دستی بنام "بردر" که نوعی آسیای بسیار ساده وابتدایی است، آرد می کنند. به این عمل "تلو" می گویند. پس از اینکه بلوط ها آرد شد ماده حاصله را با آب جوش خمیر می کنند. خمیر کردن آرد بلوط ممکن است در تغار یا کیسه صورت گیرد. خمیر بدست آمده را سه روز گرم نگه می دارند تا کاملا به عمل بیاید وبه اصطلاح محلی تب کند.

پس از کذشت سه روز ، خمیر بلوط را درون کیسه ویا گونی ریخته و آن را در جریان آب جاری قرار می دهند. در صورت نبودن آب جاری خمیر بلوط را با آب سرد می شویند. در اثر شسته شدن خمیر بلوط با آب سرد ، مزه تلخ آن از بین رفته وخمیر ترش می شود.

آرد بلوط را شسته شدن ، هنگامی که هنوز آب دارد در آسیاب دستی آسیا می کنند. آرد حاصل را روی دستمالی بنام "ریگو" قرار می دهند تا آب آن گرفته شود . اکنون خمیر بلوط برای تهیه نان بلوط آماده است. نان بلوط پس از پخته شدن به رنگ قهوه ای سوخته و کمی متمایل به سیاهی در می آید. نان بلوط را به زبان بختیاری "کلگ بلوط" می گویند.

4-  نان ورچاله

نان ورچاله نوعی نان بختیاری است که برخلاف نان تیری ، اولا در تهیه آن  از مایه خمیر یا خمیر ترش استفاده می شود، ثانیا ضخامت آن بیشتر از نان تیری است. برای تهیه نان ورچاله ، ابتدا در ظرفی که می خواهند در آن خمیر تهیه کنند، به مقدار مورد نیاز آب می ریزند وسپس یک چانه خمیر در آن حل می کنند. این محلول را با دست بهم می زنند تا کلیه خمیر در آب حل شود. سپس تفاله های  موجود را از آن خارج می کنند ودر محلول بدست آمده به مقدار مورد نیاز آرد اضافه کرده وخمیر تهیه می کنند. خمیر حاصل را به مدت حداقل 3 ساعت به حال خود می گذارند تا وربیاید. بعد آن را پشت تابه ای که بر روی اجاق قرار داده شده است ، با ضخامتی در حدود یک سانتیمتر پهن کرده ومی پزند. گاهی بعد از پخته شدن یک طرف ، طرف دیگر آن را نیز پشت تابه قرار داده وحرارت می دهند. این نان به شکل دایره ویا بیضی شکل تهیه می شود.

5-  نان گرده

نان گرده ابتدایی ترین طریقه تهیه نان است که هنوز هم متداول است. برای تهیه این نان نیازی به وسایل پخت وپز نیست . در این نوع پخت نان ، تنها وسیله مورد نیاز ظرف تهیه خمیر است. شاید در بعضی مواقع ، به علت نبودن ظرف ، در چیز دیگری از جمله پوست بز (تکه ای از مشک) و یا سفره هم می شود خمیر را تهیه کرد.

برای تهیه این نان ، ابتدا روی زمین آتش بر پا می کنند. سپس آرد را با افزودن آب به خمیر تبدیل می کنند. خمیر این نوع نان را سفتر از سایر اقسام نان درست می کنند. بعد از اینکه خمیر آماده شد ، آتش را از روی زمینی که بر روی آن افروخته اند ، کنار می زنند ودر بستر داغ آتش ، خمیر را که قبلا با دست شکل داده بصورت ورقه ای دایره ای در آورده اند ، پهن می کنند. پس از قرار دادن خمیر بر بستر دلغ آتش ، مقداری از آتش گل انداخته را بر روی خمیر می ریزند. بدین ترتیب خمیر از بالا وپایین پخته می شود.


[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]

بی بی مریم در مقابل روس و انگلیس

بی بی مریم  دختر حسینقلی خان دورکی هفت لنگ (ایلخان كل بختیاری) بود. که بنابر ملاحظات سیاسی در دوران شیرخوارگی به نامزدی مردی درآمد که نزدیک به 20 سال سن داشت. داستان از این قرار بود:  وقتی پس از یک دوره کشمکش سرانجام پسران الله کرم خان یعنی محمدعلی خان و چراغعلی خان با استمداد از حسین قلی خان ایلخانی توانستند اداره شاخه محمودصالح چهارلنگ را در اختیاری گیرند ، در سال 1278ه.ق. طایفه محمود صالح جزو حوزه حکمرانی حسین قلی خان ایلخانی درآمد و چراغعلی خان نیز به ریاست این طایفه منصوب گردید. حسین قلی خان برای اینکه بتواند اتحاد و پیوند سیاسی ایجاد شده بین طوایف چهار لنگ و هفت لنگ را تحکیم و تقویت کند، دختر تازه متولدش « مریم » که چهل روز از تولدش گذشته بود، را به نامزدی( ناف برون و به احتمال قوی به عقد علی قلی خان درآورد) ؛ علی قلی خان پسر محمدعلی خان محمود صالح که نزدیک به 20 سال سن داشت ، درآورد. دختر مصطفی خان برادرش را نیز به عقد محمد رضا خان پسر چراغعلی خان و دختر چراغعلی خان را به ازدواج محمد حسین خان سپهدار برادرزاده اش درآورد.

 بی بی مریم هفت یا هشت سال بیشتر نداشت كه پدرش در سال 1299ه.ق. بدست ظل السلطان به قتل رسید و خانواده اش در شرایط بسیار دشواری قرار گرفتند در سن 15 سالگی علیرغم میل باطنی و به اصرار برادران به خانه ی شوهری رفت كه  نزدیک به چهل سال سن ، دو زن و پنج یا شش فرزند داشت. حاصل این ازدواج که چهار سال و شش ماه طول کشید ، سه پسر بود: به نام های محمدعلی خان ، علی مردان خان که با نام شیرعلی مردان در بین مردم شناخته می شود و یک پسر شیرخواره که گویی در دوران کودکی درگذشت. وقتی علی قلی خان بر اثر یک توطئه توسط نزدیکانش مسموم  گردید و پس از مدتی درگذشت محمد علی خان ، علی مردان خان و دیگر پسرش هنوز دوران کودکی خود را سپری نکرده بودند. در همین ایام که  بی بی مریم شوهرش را (که بسیار به وی علاقه داشت) از دست داده بود ، برادرانش نیز مغصوب ظل السلطان قرار گرفتند و مجددآ دچار زحمت و در تنگنای شدیدی قرار گرفتند و مجبور شدند مدتی را در مناطق غربی بختیاری ، بروجرد و حتی لرستان سپری کنند. بی بی مریم نیز در این آوارگی همراه آنان بود.
 یک سال بعد از فوت شوهر ، بی بی مریم با رد درخواستهای فراوان ازدواج که از سوی اقوام شوهرش مطرح می شد ، به همراه کربلایی رفیع زراسوند و بیست سوار دیگر در حالیکه کوچکترین پسرش را به خانواده شوهرش سپرده بود با دو پسر دیگرش پس از طی سه روز راه به برادرانش پیوست و در قهفرخ ساکن گردید. بی بی مریم  کمتر از دو سال بعد علیرغم میل باطنی بنا به اصرار برادران و اقوام با عموزاده اش فتح الله خان ازدواج کرد. با ازدواج بی بی مریم ، دو پسرش به منزل یکی از دایی های خود رفتند و پس از مدتی به اقوام و بستگان پدرشان پیوستند و دور از مادر در پناه آنان رشد کردند و بزرگ شدند. بی بی مریم که فرزندان خود به ویژه علی مردان خان را بسیار دوست داشت ، از دوری فرزندان رنج فراوان می برد. اگر چه گاه گاهی به دیدنش می رفتند اما ازدواج بی بی مریم باعث گردید تا بین وی و فرزندان فاصله زیادی بیفتد و رنجش فرزندان را به دنبال داشته باشد. در بین بختیاری ها هنوز رسم و عادت است که زن شوهر مرده باید تا یک سال صبر کند بعد از گذشت یک سال اگر تمایل داشت می تواند ازدواج نماید. فرزندان نیز معمولاً به خویشان پدر سپرده می شوند.
حاصل ازدواج با فتح الله خان فرزندان زیادی بود كه تنها یكی از این فرزندان به نام مصطفی قلی خان بجا ماند. بی بی مریم بعد از ازدواج با فتح الله خان که مرد بوالهوسی بود ، هم با ناسازگاری شوهر مواجه بود. هم بر سر املاک روستای محل سکونتش «دهنو» ( کمی پایین تر از ناغان) با برادران و برادرزادگانش اختلاف شدیدی پیدا کرد. اختلاف و کشمکش بین آنها چنان بالا گرفت که یکی دو بار به نزاع و زدوخورد انجامید.بی بی مریم که از پشتیبانی طایفه مشایخ برخورددار بود در مقابل زورگویی و زیاده خواهی اولاد حسین قلی خان بسیار ایستادگی کرد. بهانه آنها این بود که روستای دهنو حق فرزندان فرج الله خان است باید به آنها بدهند. خویشان بی بی مریم به ویژه خسروخان سردار ظفر برادرش در آزار و اذیت وی سنگ تمام گذاشتند. تنها نجفقلی خان صمصام السلطنه با وی از در مهربانی درمی آمد. با شدت گرفتن اختلاف های خانوادگی و افزایش فشار برادران. بی بی مریم در سن 30 سالگی از شوهر خود كه مرد بوالهوسی بود، بدون طلاق و با وساطت دیگران ، جدا شده و در روستای سورشجان سکونت گزیند و عملاً اداره این روستا و مزارع آن را در اختیار گرفت.
 بر خلاف برخی گفته ها، به واسطه همین اختلاف ها ، روابط و مناسبات بی بی مریم با برادران و برادرزادگان بسیار تیره و نامطلوب گشت به گونه ای که وی در بسیاری از محافل نارضایتی خود را از آنها ابراز می داشت. زمانی که خوانین به آزار و اذیت علی مردان خان پرداختند و طوایف را علیه وی تحریک می کردند ، این روابط بسیار تیره تر شده  به دشمنی تبدیل گردید. جای تاسف دارد هنگامی که زیاده خواهی خوانین باعث می گردید تا به آزار و اذیت خویشان خود بپردازند ، خدا می داند چه به روز مردم می ٱوردند! بی بی مریم که به واسطه مخالفت با حضور روسها و انگلیسی ها و جنگ با آنان به اصفهان تبعید شده بود و از اعدام فرزند بسیار اندوهگین و ناراحت بود در سن 70 سالگی در گذشت.
 بی بی مریم شیر زن بختیاری با افكار و اندیشه های بلند که داشت ، در تشویق بختیاری ها برای تصرف تهران حرکت ماندگاری کرد. ،وقتی که سواران بختیاری به سمت تهران حرکت کردند تا طومار استبداد را درهم بپیچند ، در مسیر وارد سورشجان شدند. بی بی مریم زنان سورشجان را تشویق کرد تا با «کل» های ممتدد خود به تشویق جنگجویان اعزامی بپردازند و خود با سخنانی اثرگذار آنها را بدرقه میدان نبرد کرد. با نقش کم و کوتاه چهار پنج ساله ای که در تربیت علی مردان خان داشت، از همان ابتدا تلاش فراوان نمود تا روحیه ی جوانمردی ، آزادمنشی، حق طلبی و ظلم ستیزی را كه ویژگی ذاتی ایلیاتی می باشد، در فرزند خود ایجاد و تقویت كند و او را به گونه ای تربیت كند كه در اوج جوانی در انقلاب مشروطه ، فتح اصفهان و تهران و جنگ با اشغال گران روسیه ؛ مشاركت موثر و فعال داشته باشد و بعدها نیز یكی از قیامهای جاودان و مردمی را رهبری نماید.مرحوم «وحید دستگردی» در باره شایستگی  بی بی مریم می گوید ، اگر سردار اسعد به جای حمایت از برخی خوانین بی لیاقت در تصدی حکومت ولایات ، از این زن استفاده می کرد و وی را در مصدر کاری قرار می داد ، می توانست منشاء خدمات بسیاری به ایران شود. « گارثویت » نیز در باره شخصیت بی بی مریم می نویسد:« این پیرزن برجسته روحی سرکش و فکری مستقل داشت و در تعیین سیاست بختیاری به ویژه در جنگ جهانی اول نقش مهمی ایفا کرد.( گارثویت ، 1375:17)».
در جنگ جهانی اول وقتی که یک هزار نیروی روسی به بهانه فعالیت ماموران و طرفداران دولت آلمان شهر قزوین را تصرف و به سوی تهران حرکت کرد. بسیاری از وطن دوستان و آزادیخواهان که مخالف سلطه و حضور انگلیس و روسیه در کشورشان بودند ، از تهران خارج شدند و در شهر قم تشکلی به نام « کمیته دفاع ملی » ایجاد کردند. شخصیتهای بسیار سرشناسی مانند: سلیمان میرزا، آیت الله سید حسن مدرس، ادیب السلطنه سمیعی، میرزا قاسم خان صوراسرافیل، میرزا محمد علی فرزین، ابوالحسن خان معاضدالسلطنه پیرنیا، علیخان سیاه كوهی، میرزا سلیمان خان میكده، خان بابا خان شیرازی سردار محیی، علی اكبر خان دهخدا، سردار سعید پسر سردار كل، حاج محمدتقی شاهرودی، میرزا طاهر تنكابنی و میرزا علی اكبر ساعت ساز در این كمیته عضویت داشتند.  اعضای کمیته ملی و طرفدارانش در حوالی قم با نیروهای روسیه درگیری های پراکنده ای داشتند اما نتوانستند مقاومت کنند به همین دلیل راهی اصفهان شدند. در اصفهان اعضای کمیته دفاع ملی دو گروه شدند یک گروه روانه غرب کشور و کرمانشاه ، عده ای نیز روانه خاک بختیاری شدند. برخی از خوانین مانند: ابراهیم خان ضرغام السلطنه و بعدها بی بی مریم به مانند بسیاری از چهره های سرشناس روحانی و میهنی به جبهه مخالف روس و انگلیس پیوستند و حاضر شدند ضمن کمک به حکومت ملی که در کرمانشاه مستقر بود ، به آزادیخواهانی که به خاک بختیاری پناه آوردند ، کمک کنند و با نیروهای روسیه که اصفهان را به تصرف در آورده بودند و در نزدیکی مرزهای بختیاری مستقر بود ، بجنگند.

چرا بختیاری ها به آلمانها گرایش پیدا کردند؟

در جریان جنگ جهانی اول به دلیل دخالتهای دولتهای روسیه و انگلیس در كشور ما و نارضایتی عمومی از آنها، بسیاری از آزادیخواهان، روحانیون و مردم به آلمانها گرایش پیدا كردند تا با كمك آلمانها كه متحد دولت اسلامی عثمانی نیز بود، به سلطه ی روس و انگلیس پایان دهند. «دانشور علوی» كه خود در این ایام در بین بختیاریها بود، می نویسد:«در موقع جنگ، آزادیخواهان ایران كه همواره از مظالم و تعدیات روس و انگلیس در عذاب بودند نه از لحاظ همراهی و مساعدت با آلمان بلكه بواسطه ی اینكه شخصاً قادر به گرفتن انتقام از روسیه تزاری نبودند ظاهراً جانب آلمان را گرفتند تا با جلب مساعدت آن دولت از تعدیات بی رویه روسها جلوگیری به عمل آورند (دانشور علوی ، 1377 :142)».  «اوژن بختیاری» نیز در باره گرایش ابراهیم خان به دولت عثمانی و آلمان می نویسد: «ضرغام السلطنه در اینجا بنا بر مثل معروف لا لحب علی بل لبغض معاویه از آنجاییكه با انگلیسیها نظر خوبی نداشت دعوت آلمانها را آنهم بدون قید و شرط پذیرفت(اوژن بختیاری ، 1345 :257)». به نظر می رسد گرایشهای مذهبی ضرغام السلطنه  در تمایل وی به آلمانها که متحد یک دولت اسلامی (عثمانی) بود ، موثر واقع شد. همچنین نباید  افکار و احساسات ضد انگلیسی وی و دیگر خوانین جوان را در این گرایش نادیده گرفت.
 علاوه بر مسایل فوق ، به نظر می رسد دلیل دیگری نیز درگرایش بی بی مریم به آلمانها بی تاثیر نبود و آن بی توجهی برادران بی بی و دیگر خوانین با نفوذ  به فرزندانش:علی مردان خان و محمدعلی خان و به ویژه مصطفی قلی خان بود. وی انتظار داشت ،  همانگونه که خود وی در جریان اختلافات خانوادگی ، تحت حمایت برادران قرارگرفته بود ، فرزندانش نیز از حمایت و مساعدت دایی ها برخوردار گردند و به مقام و منصبی برسند. اما بر خلاف انتظار بی بی ، فرزندانش مورد بی مهری و بی توجهی قرار گرفتند.
 امتیاز دیگری که بی بی مریم داشت ، این بود که وی توانسته بود سرپرستی املاک شوهر را در روستای سورشجان بر عهده گیرد و در سورشجان  نقش یک فئودال با نفوذ را ایفا کند. با استقلال اقتصادی که داشت ، تکیه بر املاک و ثروت خود زد ، دسته مسلحی که تعداد آنها به پانصد نفر می رسید  به فرماندهی پسرش مصطفی قلی خان سازماندهی کرد. این قابلیتها در کنار ویژگی های شخصیتی ، باعث گردید تا بی بی مریم بتواند در کنار خوانین مطرح بختیاری عرضه اندام نماید ، خودی نشان دهد و در عرصه سیاست حضور داشته باشد.

تاخت و تاز روسها و انگلیسی ها در بختیاری

  با اشغال بخش وسیعی از حاک کشور ما بوسیله روس و انگلیس ، بسیاری از رجال میهن دوست و آزادیخواه تهران و اصفهان به منطقه ی كوهستانی بختیاری پناه آورند. بیشتر آنان مهمان ضرغام السلطنه و بی بی مریم مادر علی مردان خان بودند. «فرادنبه» و «سورشجان»  برای چندین ماه ماوای آزادیخواهان بسیاری شد. از جمله افرادی که ابتداء در فرادنبه اقامت گزدیدند و بعداً مجبور شدند در دیگر روستاهای چهارمحال و بختیاری پناه بگیرند اشخاص زیر هستند:
1- علی اکبر دهخدا در روستای « قلعه تک»
 2-  وحید دستگردی ابتداء به دهکرد منزل حاج نجف قلی و بعداً به سورشجان منزل بی بی مریم رفت.
 3-  فرخی یزدی ، سردار فاخر حکمت  و محمد مصدق نیز به سورشجان منزل بی بی مریم رفتند.
 4- امین التجار در ایل قشقایی
 5- افتخارالتجار به همراه چند نفر به «دهكرد» رفتند.
6-  نورالله دانشور به «جونقان» رفتند.
7- حاج آقا نورالله به میان طایفه ی چهرازی رفت كه پس از توقف كوتاهی از آنجا راهی اراك و نهایتاً به عراق رفت.
 بی بی مریم علاوه بر قبول میزبانی بسیاری از رجال تحت تعقیب نیروهای متفقین ، پذیرفت در كنار سربازان و وطن پرستان ایرانی در مقابل نیروهای روسیه بجنگد. مدتی نیز كاردار آلمان«كاردرف»و همراهانش را در منزل خود پناه داد. تعداد افرادی که در این ایام مهمان بی بی مریم بودند به 150 نفر می رسید. در همین ایام بی بی مریم با مامور ورزیده آلمانی «واسموس» ملاقاتی داشت. واسموس از طریق بغداد به پشتکوه و از آنجا خود را به شوشتر رسانید ، به تحركاتی دست زد ، با بختیاری ها  از جمله  ابراهیم خان ضرغام السلطنه ، بی بی مریم و فتحعلی خان سردار معظم ملاقات و گفتگو کرد. یکی از خوانین در شوشتر خانه ای در اختیار واسموس گذاشت ، تا بتواند فعالیتهای خود را طرح ریزی و عملیاتی کند. وی اعلامیه های ضد انگلیسی ها منتشر کرده، علماء و روحانیون را تشویق و دعوت کرد تا حکم جهاد بر علیه انگلیسی ها صادر نمایند. انگلیسی ها که  از اوضاع پیش آمده ، حمایت بختیاری ها و اهالی شوشتر از آلمانها و فتوای جهاد علماء مبنی بر جنگ یا انگلیسی ها ، بشدت نگران بودند ، توان دستگیری آشکار واسموس را در خود ندیدند ، بلکه بطور نامحسوس عملیات وی را زیر نظر گرفتند. وقتی ماموران انگلیسی ها با لباس مبدل و بدون سروصدا قصد کرده بودند ، وی را دستگیر کنند ، واسموس که از این توطئه مطلع شده بود ، قبل از اینکه انگلیسی ها دست به اقدامی بزنند ، فرار کرده و به بنادر جنوبی رفت. 
در سال 1915 میلادی بین دولت انگلیس و خوانین بختیاری ( سردار محتشم و امیر مجاهد) قراردادی در هشت بند به امضاء رسید. بر اساس مفاد این قرار داد که نهایت دوستی خوانین با دولت انگلیس را نشان می دهد ، خوانین متعهد شده بودند که ، نظم و امنیت در بختیاری ایجاد و از حوزه ها و تاسیسات نفتی  محافظت کنند ، با شیخ خزئل رابطه دوستی برقرار نمایند و از تجاوز و تعرض به همسایگان خود پرهیز کنند. از فعالیت طرفداران آلمان و عثمانی جلوگیری نمایند. دولت انگلیس نیز قول داد  دوستی خود را با خوانین استحکام بخشد و از خوانین بختیاری حمایت کند که حکومت شهرهای جنوبی به آنان واگذار گردد.(گارثویت ، 1373 ، 240) دو ماه بعد در یازدهم فوریه 1916 میلادی این قرارداد به وسیله خوانین بزرگ مقیم تهران و وزیر مختار انگلیس مورد تایید قرار گرفت. این قرار داد نهایت دوستی بین بریتانیا و خوانین بختیاری را نشان می دهد. با انعقاد این قرارداد ، انگلیسی ها  با جلب رضایت سردار محتشم ایلخان بختیاری از او تعهد گرفته ابودند كه سران مهاجرین و مجاهدین و زایلر آلمانی را دستگیر و تسلیم آنها و ابراهیم خان ضرغام السلطنه و بی بی مریم را به شدت سرکوب نماید.
 به همین دلیل غلامحسین خان سردار محتشم ایلخانی ، یوسف خان امیر مجاهد ایل بیگی ، محمدتقی خان امیر جنگ و خسرو خان سردار ظفر به دستور کاپیتان « نوئل»  سورشجان را محاصره کردند. آنها وظیفه داشتند ضمن سرکوب مخالفان انگلیس مهاجرین داخلی و خارجی که در منزل بی بی مریم پناه گرفته بودند را دستگیر و به انگلیسی ها تحویل دهند و در عوض شش هزار لیره انگلیسی پاداش دریافت کنند. بی بی مریم که قریب پانصد نفر تفنگچی جمع آوری کرده بود تمام راهها و گردنه های منتهی به سورشجان را بست و سنگربندی نمود. امیر مجاهد نامه ای به بی بی مریم نوشت و درخواست کرد تا به اتفاق پنج شش نفر سوار جهت مذاکره به سورشگان بیاید. بی بی مریم با رد این درخواست مواضع خود را مستحکم تر نموده و تفنگچی ها  و مجاهدینی که در سورشگان بودند را به حالت آماده باش درآورده و در برج های قلعه به انتظار نشستند. سواران نیز در منازل روستاییان پنهان شده و آماده کارزار شدند. سرشب امیر مجاهد و سردار فاتح با ششصد سوار بطور ناگهانی وارد سورشگان شدند. اما نمی دانستند که در تله افتاده و محاصره شده اند. نیروهایی بی بی مریم تمام ششصد نفر را گرفته وخلع سلاح کردند. امیر مجاهد که دریافت شکست فاحشی خورده و تیرش به خطا رفته است. با التماس فراوان و سپردن تعهد سواران خود را آزاد ساخته و تفنگهایشان را تحویل گرفته پی کار خود رفتند.
حمله به سورشجان باعث اعتراض شدید کدخدایان ، کلانتران و خوانین جوان بختیاری گردید و اقدام ایلخانی و ایلبیگی را تقبیح و آنان را سرزنش کردند تا جاییکه نزدیک بود یک جنگ داخلی بین بختیاری ها رخد دهد. ایلخانی و ایل بیگی که اوضاع را متشنج دیدند ، اعلام کردند که دیگر به سورشجان حمله نخواهند کرد.

جنگ با روسها

بعد از وقایع پیش گفته بی بی مریم به همراه گروهی از خوانین جوان مثل فتحعلی خان سردار معظم ، سالار مسعود  و چراغعلی خان به همراه هزار نفر سوار برای تسخیر اصفهان و آزاد سازی آن از دست روسها به سمت اصفهان حرکت کردند در عزیز آباد كرون حوالی نجف آباد با نیروهای روسیه درگیر شدند، ابتدا پیروز شدند ولی اتمام مهمات باعث گردید تا نتوانند در مقابل روسها دوام بیاورند و علیرغم فداكاری و رشادتهای فراوان با كشته شدن 58 سوار بختیاری مجبور به عقب نشینی شدند. با این شکست تعدادی از مهاجرین بختیاری از جمله دیپلمات آلمانی خاک بختیاری را ترک کردند. بی بی مریم  ، مصطفی قلی خان پسرش را به اتفاق پنجاه سوار بختیاری همراه آنها کرد تا از راه عراق خود را به کرمانشاه برسانند و خود به سورشجان بازگشت.
روسها که از این پیروزی سرمست شده بودند روستای «ورنامخواست» كه متعلق به ضرغام السلطنه بود  را مورد حمله قرار دادند. «محمد رحیم خان» پسر ضرغام السلطنه به همراه گروهی از سواران بختیاری به مقابله با روسها پرداخت و در یک نبرد شجاعانه  به همراه جمع كثیری از اهالی بی پناه كشته شدند. (دانشور علوی ،  :170 تا 180). چون سورشجان خالی از سواران بختیاری وفادار به بی بی مریم بود ، کاپیتان نوئل از فرصت استفاده کرد به سردار محتشم ، سردار ظفر و امیر جنگ دستور داد به اتفاق پانصد نفر سوار نیمه شب به سورشجان ریختند ، قلعه را تصرف و بی بی مریم را دستگیر و تبعید ساختند و بیش از بیست هزار تومان از اموال او را غارت کردند. در همین اوقات یمین السلطنه  بدست سپاهیان روس گرفتار گردید. قزاقهای روس خانه بی بی مریم در اصفهان را غارت کرده و تمام اموال ، اسباب و اثاث خانه که بیش از صدهزار تومان قیمت داشتند به یغما بردند. وحید دستگردی که خود مدتی مهمان بی بی مریم در سورشجان بود در مجموعه « ره آورد وحید» می گوید: « جای تعجب و خنده است و گریه که یک نفر انگلیسی ( کاپیتان نوئل) در مرکز بختیاری بر تمام مردم حکمرانی و تعدی می کند و مثل پادشاه ایران باشد وای....»
سواران بختیاری به رهبری ضرغام السلطنه و همراه بی بی مریم و برخی خوانین دیگر بارها با روسها جنگیدند. ضربات سختی به قشون روسیه وارد ساختند. بی بی مریم به خاطر شجاعت های بی نظیرش در جنگ با روسها به «سردار مریم» شهرت پیدا کرد. خاطرات آن جنگها هنوز از سوی سالمندان نقل می شود و مقام جنگجویان پاس داشته می شود.«ویلهلم دوم» پادشاه آلمان نیز به سبب حمایت از آلمانها و جنگهای متعدد با نیروهای متفقین،  تمثال مینا كاری و الماس نشان خود را برای بی بی مریم فرستاد. وی به خاطر شجاعت های بی نظیرش به «سردار مریم» شهرت پیدا کرد.
در قبال خدمات خوانین به انگلیس به خاطر سرکوب و تبعید ابراهیم خان ضرغام السلطنه و بی بی مریم ، به پیشنهاد سر والتر تونلی وزیر مختار انگلیس در تهران ، دولت بریتانیا یک نشان K.C.M.G به سردار جنگ و یک نشان K.C.I.E . به سردار اسعد اعطا کرد ( آهنجیده ،1374 : 270؛ گارثویت ، 1373 :228 ؛ دالوند ، 1379 : 17) سردار ظفر نیز به پاس خدماتش به انگلیسی ها علاوه بر اینکه توانست مدتی حاکم اصفهان گردد ، مقدار زیادی پول ، اسلحه و مهمات و یک نشان و مدال دولتی از انگلیسی ها دریافت داشت.

[ شنبه 17 مرداد 1394 ] [ 06:22 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]
سردار مریم بختیاری در سال ۱۳۱۳ خورشیدی

بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر علی قلی خان بختیاری ، فتح الله خان (همسر دوم) و مادر علیمردان خان بختیاری، محمد علی خان و مصطفی قلی خان( فرزند فتح الله خان) بود. او از زنان مبارز عصر مشروطیت است.

زندگی

او از زنان تحصیل کرده و روشنفکر عصر بود و به طرفداری از حقوق زنان و آزادیخواهانِ جنبشِ مشروطه برخاست. وی به دلیل زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشینِ خان بود عده‌ای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان می‌پرداخت.

نقش بی بی مریم در فتح تهران

بی بی مریم، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری برای فتح تهران محسوب می‌شد. وی طی نامه‌ها و تلگراف‌های مختلف بین سران ایل و سخنرانی‌های مهیج و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر (استبداد محمدعلی شاهی) آماده می‌کرد و همواره، به عنوان یکی از شخصیت‌های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده‌است.

بی بی مریم بختیاری، قبل از فتح تهران، مخفیانه با عده‌ای سوار وارد تهران شده و در خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد. به مجرد حمله سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را -که مشرف به میدان بهارستان بود- سنگربندی نمود و با عده‌ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق‌ها مشغول جنگ شد.

او شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت، به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.

حمایت از آزادیخواهان مشروطه

منزل او مأمن و پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه بود. به طوری که هنگام فتح اصفهان توسط روس‌ها (در جنگ جهانی اولفن کاردف، شارژ دافر سابق آلمان، به خانه سردار مریم بختیاری پناه برد و مدت سه ماه و نیم در پناه او بود، تا اینکه پس از شکست بختیاری‌ها از روس‌ها و کشته شدن ۵۸ نفر راهی کرمانشاه شد و از آنجا به برلن رفت.

به پاس حمایت‌های سرسختانه، بی بی مریم از ویلهلم دوم (امپراتور آلمان) کمان تمثال میناکاری و الماس نشان و همچنین صلیب آهنین خود را، که مهمترین نشان دولت آلمان بود برای او فرستاد و وی تنها زنی بود که در دنیا توانست به دریافت این نشان نائل آید. جریان مبارزات سردار مریم بختیاری با انگلیس‌ها در طی قرارداد ۱۹۱۹ و کودتای ۱۲۹۹ همچنان ادامه یافت به طوری که دکتر محمد مصدق، حاکم فارس در زمان کودتای ۱۲۹۹، پس از مخالفت و عزل از اصفهان راهی بختیاری شد و مدتها مهمان بی بی مریم بود.

مرگ

سردار مریم بختیاری، در سال ۱۳۱۶هـ. ش، سه سال پس از کشته شدنِ فرزندش علیمردان خان بختیاری در اصفهان در گذشت. او در تخت فولاد اصفهان بخاک سپرده شده است



برچسب ها: بی بی مریم، سردار اسد، تخت فولاد، حسنقلی خان،
[ شنبه 17 مرداد 1394 ] [ 06:17 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]

کنگر:کنگر گیاهی است که هم مورد استفاده انسان است و هم دام . کنگر را ابتدا با آب می پزند سپس آن را با پیاز یا سیر و روغن و رب سرخ می کنند و بسیار خوشمزه است. این گیاه هم در سردسیر می روید و هم در مناطق گرمسیر.

غارچ(قارچ):بیشتر در مناطق سردسیری می روید و خوراکی است.

پیدن(پونه): گیاهی است معطر و خوشبو که هم در مناطق سردسیر و هم در مناطق گرمسیر می روید و از آن بر روی لبنیاتی مثل ماست و دوغ استفاده می کنند همچنین پونه برای درمان برخی ناراحتی های گوارشی مفید می باشد.

تره: در مناطق سردسیر و گرمسیر یافت می شود و محلی ها گاهی به جای پیاز از آن در غذاها  استفاده می کنند.

جاشیر: بیشتر در سردسیر می روید و هم مورد استفاده انسان است و هم دام.

موسیر:سردسیری آن مرغوب تر از نوع گرمسیری است هم استعمال خوراکی دارد و هم دارویی.

بکلو: در مناطق گرمسیری بیشتر دیده می شود این گیاه در کنار چشمه ها و حاشیه رودخانه ها می رویدوخوراکی است.

بیلهر (گربک): در ارتفاعات سردسیرمنطقه می روید .گیاهی است وحشی و خوشبو که از دل برف بیرون می آید از بیلهر در ماست ودوغ استفاده می شود و نوعی ترشی نیز از این گیاه ساخته می شود.

توله: درگرمسیر بیشتر می روید و بصورت پخته مورد استعمال خوراکی قرار می گیرد.

بابونه: در گرمسیر بیشتر می روید و هم مصرف خوراکی دارد و هم مورد استعمال دارویی

و برای رفع التهاب و طراوت موهای سر مفید است و آرام بخش است. بابونه را بومی ها در حنا نیز قاطی می کنند.

چویل: در مناطق سردسیر می روید گیاهی است بوته ای و خوشبو که بیشتر طول حیاتش در زیر برف است چویل دارای اسانس دارویی  خیلی خوبی است که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

هلپه: گیاهی است با خاصیت ضد عفونی و الته جوشانده آن برای برخی ناراحتی های گوارشی نیز مفید است. هلپه در مناطق گرمسیری بیشتر می روید.

کاشنی(کاسنی) : هم در سردسیر و هم درگرمسیر می روید و خاصیت دارویی آن برای تسکین دردهای معده و دستگاه گوارش مفید و سودمند است.

گل نگین: یا گل لاله های واژگون که در مناطق سردسیری  می روید. پیاز آن برای تسکین  دردهای معده مفید است.

و برای رفع التهاب و طراوت موهای سر مفید است و آرام بخش است. بابونه را بومی ها در حنا نیز قاطی می کنند.


[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 01:53 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]
بله برون بخش مهمی از مراسم مقدماتی جشن عروسی سنتی در ایران است.این مجلس از سوی خانواده دختری كه نخستین‌بار ازدواج می‌كند، برای گفتگو درباره شرایط مادی ازدواج و تعیین و قطعی كردن تعهدات و پرداختهای جنسی و نقدی خانواده پسر تشكیل می‌شود.

بله‌برون زمینه و منشأ اقتصادی دارد و برگزاری آن در تحقق پیمان زناشویی و پیوند دو خانواده دارای نقش و اهمیت بنیادی است. توافق درباره مقدار شیربها، مهر و دیگر تعهدات در این مجلس اعتبار و ارزش شرعی ازدواج را استحكام می‌بخشد و به مرد اجازه می‌دهد كه همسر آینده خود را پس از برگزاری تشریفاتی از سوی خویشاوندانش به خانه جدید و نزد خانواده خود ببرد. ‌

بنابر عرف و سنتهای اجتماعی، مجلس بله‌برون معمولا پس از مراسم خواستگاری و پیش از مراسم عقد و عروسی در روز و ساعتی سعد و خوش‌یُمن، در خانه پدر دختر یا خانه صاحب‌اختیار و بزرگتر او تشكیل می‌شود. در این مجلس جمعی از بستگان سالخورده دو خانواده پسر و دختر گرد می‌آیند و درباره مقدار مهر، شیربها، اسباب سرعقد، پول حمام و رخت و زیورهای عروس، هزینه مجالس مقدماتی و عقد و عروسی، شمار میهمانان و جز اینها گفتگو می‌كنند و قول و قرار می‌گذارند. در صورت توافق دو خانواده، معمولا (سیاهه )ای (نوشته‌ای از فهرست تعهدات) تهیه می‌كنند و به امضای ریش‌سفیدان دو طرف می‌رسانند. ‌

مقدار مهر، شیربها، مخارج عروسی و سنگین و سبك بودن آنها به پایگاه اجتماعی و اقتصادی دو خانواده، به ویژه خانواده دختر و قشر و طایفه‌ای كه به آن تعلق دارد و شایستگی، كاردانی، زیبایی و فهم و كمالات دختر بستگی دارد. برخی، پرداخت شیربها و هزینه مجالس عروسی از سوی خانواده داماد به خانواده عروس را جبران خسارت از دست دادن یك عضو تولیدكننده خانواده، طایفه و یا ده او دانسته‌اند. معمولا در همین نشست روزی را برای جشن نامزدی (در جاهایی كه مراسم نامزدی را جدا از بله‌برون می‌گیرند) یا (شال و انگشتر كردن )دختر و روز سعد و شگون‌داری را هم برای عقدكنان تعیین می‌كنند.
در برخی از جامعه‌های ایلی/ عشیره‌ای و روستایی مراسم بله‌بری یا خرج‌بری در دو نشست مكمل یكدیگر برگزار می‌گردد. در نشست اول چند تن از بزرگان همراه پدر، پسر و ریش‌سفید یا كدخدای ایل یا ده در خانه دختر گرد می‌آیند و میزان خرج مجلس بعدی و چگونگی پرداخت مخارج آن را به صورت نقدی و جنسی تعیین می‌كنند. در نشست دوم شمار بیشتری از بزرگان قوم و طایفه و خویشاوندان و چند زن سالخورده شركت می‌كنند و میزان شیربها و مهر را می‌برند و قطعی می‌كنند. هر یك از این مجالس به نامی خاص خوانده می‌شود؛ مثلا مردم كهنك، دهی از بخش حومه شهرستان دزفول كه مردم آن تركیبی از بختیاری، افشار و دزفولی هستند، مجلس اول را <كدخدایی> و مجلس دوم را <شیروا برون> (شیربها بران) یا <شیرینی اشكنون> (شیرینی‌شكنان)؛ روستانشینان و چادرنشینان قوچان <بعله‌برون> و <قندشكنان؛> مردم ایل بویراحمد <كدخدایی> یا <كدخداكشونی> (كدخدا كشانی) و <باشلق‌برونی>؛ و مردم ایل بهمئی <گپ‌زنی> و <كدخدایی> یا <كدخدا برونی> می‌نامند. مراسم <حرف تمام كردن> شاهرودیها نیز در دو نشست ترتیب داده می‌شود. در مجلس نخست زنان سالخورده و گیس سفید شركت دارند و درباره میزان <قباله> (مهر) و <نقدینه> (شیربها) و اسباب عروسی و جز آن گفتگو می‌كنند. در مجلس دوم دو زن از زنان مجلس پیشین و جمعی از مردان ریش‌سفید قوم و خویش دو خانواده شركت دارند و توافقات زنان را میرزای مجلس سیاهه می‌كند و به مهر و امضای حاضران می‌رساند.‌

منبع : علی بلوکباشی


[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 01:52 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]

          ممیرا  لُر

لُر ! اَی لُر ، ای لُر اَی لُر ،    لُر پیاهی

ستینی ! وا خدا  خوت شابه شاهی

بَوُت  اَفتو   که دات    هم ماهِ  پُر بی

سرِ دِشمِن  وَره   پات هی  به تُر بی

خوت  ایدونی  همه   دونن  وطندار !

دلت   آرنگ    ئی   مُلکِ     کنه   کار

به ئی خاک ، نوم تو هی   سرفرازه

وری  ای کُر   که  تاریخ   وت   اینازه

خوشا  ایران  که  داره   لُر به مالس

به هر  مالی   دوصد     رستم زالس

ولات    لُر     پُراپُر            سر دیاری

ممیرا   لُر     که    داره        بختیاری

ممیرا    لُر         ممیرا        لُرسونی

که داره  گئویلی چی     مَه مِسونی

ممیرا    لُر         ممیرا       کُهگیلویه

خوشا بیر احمدش که   خش سرویه

ممیرا     ئی     لُرون          لک زبونم

برارون       و       ککایل         مهربونم

 لُر  ای لُر !   سخت ِسی مو لُر ول آبو

مو   نیخوم    لُر      اسیر       تینگُر آبو


[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 01:50 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]

بَهْمَئی ، از ایلات لُرِ کهگیلویه . تا نیمة دوم قرن سیزدهم یکی از بزرگترین و نیرومندترین ایلات منطقة بهبهان بود. به گفتة هنری لایارد (ص 23) که در 1256/1840 با این ایل دیدار کرده است ، بهمئیها حدود سه هزار خانوار بودند و نیرویی متشکل از «حدود دوهزار تفنگچی زبردست با تفنگهای فتیله ای و گروه کوچکی سوارکارِ کارآمد» داشتند. به گفتة دوبُد (ج 1، ص 280) که مقارن با زمان اقامت لایارد در کهگیلویه بود، ایل بهمئی فقط حدود دوهزار خانوار داشته است . اما هردو سیّاح تحت تأثیر روح سرکش و جلادت آنان در تاخت وتاز قرار گرفته اند (برای نمونه رجوع کنید به لایارد، همانجا). دوبد (همانجا) بهمئی را «سبعترین و گردنکش ترین ایل در میان کوه نشینان فارس » وصف کرده است .

 

آخرین خان مهم بهمئی خلیل خان بود که از قلعه اش موسوم به قلعة اعلی ' (که گاه قلعة علاءخوانده می شد)، در 53 کیلومتری شمال غربی بهبهان ، ایل را اداره می کرد. جعفرخان پسر ارشد خلیل خان در زمان حیات پدرش دو قلعه ساخت ؛ یکی قلعة اعلی '، دیگری دیشموک واقع در بیست کیلومتری شرق قلعة اعلی '. از آن پس ، ایل بهمئی به دو دسته تقسیم شد: دستة گرمسیری و سردسیری که مرکز آنها به ترتیب در قلعة اعلی ' و دیشموک بود (ضرّابی ، ص).پس از مرگ خلیل خان در اوایل قرن چهاردهم ، میان پسران وی و پسران برادرش محمدحسین خان بر سر جانشینی نزاع درگرفت . محمدعلی خان پسر محمدحسین خان در جریان این نزاع جعفرخان راکشت و خود را کلانتر جدید ایل اعلام کرد. اما چهل روز بعد، محمدعلی خان به دست پسر جعفرخان کشته شد. این دوقتل و خونخواهی متعاقب آنها به تقسیم ایل بهمئی به دو طایفة جداگانة بهمئیِ مُحْمَدِی و بهمئی احمدی انجامید (همان ، ص 291ـ293). با این وصف ، بهمئیها به تاخت و تازشان ادامه دادند و شهرت خود را در جنگجویی حفظ کردند، چنانکه میرزاحسن فسائی (ج 2، ص 1490) در حدود 1311 می نویسد: ده تفنگچی آنها به صد تفنگچی بختیاری می ارزد.

 

میرزا حسن فسائی (همانجا)، دمورنی (ص 117ـ 118) و مسعود کیهان (ج 2، ص 89)، شمار بهمئیها را سه هزار خانوار برآورد کرده اند. در حال حاضر بهمئیها در ناحیة وسیعی در شمال غربی بهبهان شامل سه دهستان مجاور به نامهای بهمئی سرحدی ، بهمئی سردسیری و بهمئی گرمسیری پراکنده اند (رزم آرا، ج 6، ص 64ـ65) و چون با ساکنان محلی کاملاً آمیخته شده اند برآورد دقیقی از جمعیت آنها ممکن نیست ] با این حال نتایج به دست آمده از سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچیدة کشور در تیر 1366 نشان می دهد که ایل بهمئی دارای 041 ، 3 خانوار و 286 ، 20 جمعیت بوده که به ترتیب 7ر1% از خانوارها و 8ر1% از جمعیت عشایر کل کشور را دربر داشته است (مرکز آمار ایران ، ص 1) [ .

 

منابع : نادر افشار نادری ، مونوگرافی ایل بهمئی ، تهران 1347 ش ؛ محمود باور، کوه گیلویه و ایلات آن ، گچساران 1324 ش ، ص 120ـ 129؛ حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران ( آبادیها )، ج 6: استان ششم ( خوزستان و لرستان )، تهران 1355 ش ؛ منوچهر ضرّابی ، «طوایف کهکیلویه »، فرهنگ ایران زمین ، ج 9 (1340 ش )؛ ] حسن بن حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی ، تهران 1367 ش [ ؛ مرکز آمار ایران ، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1366، فرهنگ عشایری ایل بهمئی ، تهران ، 1369ش ؛ مسعود کیهان ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران 1310ـ1311

 


برچسب ها: بهمیی، قدمت، هنری، فرهنگ عشایری، مسعودکیهان، جغرافیای مفصل،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 01:48 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری

mouse code

كد ماوس