تبلیغات
روستای پدری من ماما زینب
دوستت دارم وطنم
مامازینبی که باغان سرسبزش به مدت 8سال است بدلیل خشک شدن چشمه ی طبیعی اب زلال ان از عطش تشنگی خشک شدند
روستایی که جمعا از بیست خانوار تشکیل شده و جمعا بیست میلیون عاطفه از هرنفر انها میتوان پیدا کرد
روستای ما از انسانهایی تشکیل شد که همه و همه مطیع امر بزرگ روستا و ایل هستند ایلی که شاید دوکار بدون اجازه بزرگ ایل انجام نشود
شاید صاحب نظران باور نکنند اما واقعا در 6سال آتی بدنرین دوران روستا سپری شد وقتی که باغداران و باغبانان روستا باغهایی سبز خودرا در حال نابودی میدیدند.
اری اینجا مامازینب است جایی که سالانه پذیرای قدوم مبارک هزاران و شاید میلیونها گردشگر باشدو مردمان ان با جنب و جوش کامل و کمال میل از اکثریت انها پذیرایی میکنند وتنها جایی که این مدرسه برای اسکان دارد مدرسه ای 8کلاسه است.
روستای ما  دارای یک تالار است تالاری که قبلا محل اجلاس سران روستا بوده و متاسفانه بدلیل قدیمی بودن بافت ان در حال نابودی است.
دهیاران و شوراهای روستا برای اینکه هر چه بهتر از روستا نگهداری شود مطمئنا اقدامات لازم را همیشه مبذول مینمایند و در امر کمک رسانی به روستا هیچگونه کم و کاستی نداشتند
بزرگان روستای مامازینب به لقاءحق پیوستند و الان روستای ما در دست جوانان غیورش میچرخد جوانای که مهمترین امر را برای خود کمک رسانی به افراد روستا میدانند
خوشبختانه روستای ما جوانانش علاقع ای بسیار به ورزش دارند اما متاسفانه فاقد یک سالن ورزشی میباشند که مجبور میشوند فاصله ای 50کیلومتری را تا مرکز شهر برای انجام فعالیت ورزشی طی کنند

زنده باد مامازینب