تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز

پیغام ورود و خروج



ساعت ساعت ساعت فلش
همه چیز درمورد شهرلیکک و قوم لر
همه چیز درمورد شهرلیکک و قوم لر
بهمیی را دوست میداریم و به قوم لر افتخارمیکنیم 
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی
ایل بهمئی، که شمارشان به بیش از ۴۰۰هزار نفر می رسد، در ناحیه مرکزی ایران که رشته کوه  زاگرس در آن واقع شده زندگی می کنند. اگر چه تنها یک سوم بهمئی ها  کوچ نشین اند (و بقیه مراتع مناطق عمدتاً به صورت جوامع استقرار یافته به کشاورزی مشغولند) آنچه به عنوان فرهنگ قوم بهمئی شناخته می شود بیشتر در میان چادرنشینان بهمئی کوهستانی دیده می شود تا بقیه آنها. اینان که از طریق تولید گوشت و محصولات لبنی زندگی می کنند، سالانه پس از پایان فصل تابستان گوسفند  خود را اطراف رامهرمز باغملک و بهبهان،  حرکت می دهند تا زمستان سرد را در مراتع و چراگاه های این منطقه بسر برند. کوچ سالانه ایل بهمئی  یکی از جالبترین و پیچیده ترین نمونه ها در میان ایلات و اقوام کوچ نشین در سراسر جهان است. از آنجایی که بهمئی ها در جریان کوچ باید از ارتفاعاتی که گاه بلندی آن به ۲ هزار متر و بیشتر هم می رسد بگذرند، و باید زمان کوچ خود را با نهایت دقت انجام دهند تا مبادا در طول راه دچار برف زودرس، سیلاب رودخانه های کوهستانی و نبود چراگاه و مراتع شوند. سابق بر این در جریان کوچ تلفات زیادی بر انسان و دام وارد می شد. در سال های اخیر با اقدام دولت در ایجاد پل، هموار کردن مسیر کوچ ایل و ساختن مراکز تغذیه دام در طی مسیر، شمار تلفات جانی و مالی به شدت کاهش یافته است. 
لایارد) مینویسد که بهمئی  ها با یک گویش محلی ایرانی که معمولا به زبان لرُی معروف است تکلم میکنند ، این لهجه بدون اینکه لغات ترُکی و عربی وارد آن شده باشد ، یک گونه لهجه ی تعریف شده ی فارسی قدیم است که بهمئی ها آن را حفظ کرده اند. این لهجه که واقعا همان زبان مردم ایران باستان است بیشتر به ادبیات کنونی و زبان شاهنامه شباهت دارد…

زبان بهمئی ها پارسی میانه است و کمتر می توان واژه ای بیگانه از قبیل زبان های عربی و … را در آن دید. اصیل ترین  بهمئی هازبانی خالی از واژه های عربی دارند و یک پارسی اهل شیراز کاملاٌ زبان آنان را می فهمد.

بیشتر گاهنگاران روم ، یونان ، ایران در نوشته های خود یادآور شده اند که بهمئی ها ها ازایرانیان آریایی تبار می باشند. این گروه نخست به ارمنستان و کوه های آرارات آمده و سپس به نام آریایی نامور شده اند. روی هم رفته از همه ی نوشته ها و سند های تاریخی اینگونه برداشت میشود که بهمئی ها از نژاد ایرانیان  (کرُدها و لرُها) از یک ریشه و نژاد و زبانشان نیز همان پهلوی است.

زبان  بهمئی راباید گنجینه گل واچ یا گل واژه ها نامید،زیرا این زبان مجموعه ای از واژگان کهن را در بردارد که کمتر پژوهشگری پیرامون آن به تفحص پرداخته است. گلزار واژگان بهمئی سرشار از اصیلترین و کهن ترین و زلال ترین سخنان نیاکان این مرزوبوم است که در گنجینه زبان بهمئی و لری تا به امروز راه بپیموده و بیم آن می رودبی توجهی به این گوهر گرانبها راه نیستی و فراموشی را از سرگیرد

پژوهشگران می گویند که نسب اینان به قبیله پاسارگاد می رسد.

  بهمئی ها  شاخه‌ای از لران(لر بزرگ) می باشد. که معیشت آنان از راه دامپروری و شکارگری تامین می‌شود . بهمئی ها  مردمانی شیفته اسب و شکار و تفنگ  و دلاوری و شجاعت از خصایص بارز آنانست. ، بهمئی ها حدود چهار هزار خانوار بودند و نیرویی متشکل از «حدود دوهزار تفنگچی زبردست با تفنگهای فتیله ای و گروه کوچکی سوارکارِ کارآمد» داشتند. به گفتة دوبُد (ج 1، ص 280) که مقارن با زمان اقامت لایارد در کهگیلویه بود، ایل بهمئی فقط حدود چهار هزار خانوار داشته است . بهمئی ها  بخشی از مردم ایران هستند و تاریخشان قسمتی از تاریخ کهنسال این سرزمین می باشد. آنان مردمانی ساده دل با زندگی بدون پیرایه، فارغ از دروغ و ریا هستند. عشایر فرزند آزاد طبیعت هستند و جز با مظاهر طبیعت و آب و خاک خود با چیزی میانه و انس ندارند، افراد این جماعت مثل یک گل خود رو که سپیده دمی سر از سینه دشت برمی دارد، قدمی کشد، به گل می نیشیند، دانه می کند ، پژمرده می شود و همانجا فرو می ریزد، در دامان باز دشتهاودر آغوش فشرده کوهساران به وجود آمده اند، با مظاهر طبیعت بزرگ شده اند، با احشام و اغنام خود خو گرفته اند، به گل نشسته، دانه کرده و پژمرده اند، عاقبت هم در دامان همان دشتها و در آغوش همان کوهساران ، بسان آن گل خود رو، فرو ریخته اند و از خویش اثریی جز یکی دو تن چون خود به جای ننهاده اند و  دامنه این سیر جبری قرن ها است که ادامه دارد. 

 

 قطعی است که چنین مردمانی در محیط زندگانی عادی خود کمتر با خط و سواد سر و کار دارند تا وسیله ثبت و ضبط وقایع و سوانح زندگی آنها باشد و در میان ایشان آنچه هست سینه به سینه نقل می شود و  این گونه محفوظات هم رفته رفته با گذشت زمان بدست فراموشی سپرده خواهد شد.اما قدر مسلم اینکه این فرزندان آزاد طبیعت قرنهای متمادی، پاسداران مرزهای کشور ما بوده اند و تاریخ این سر زمین، صفحات بس درخشان از شرح جانبازیها و از خود گذشتگیهای آنان در بر دارد.

تاریخ بهمئی با تاریخ پر فراز و نشیب این مرز و بوم آغاز شده و سر گذشت آنان با عمق زندگی و فرهنگ پر بار این ملک عجین گشته است. زندگی انان از سوئی امیخته با رنجها و ظلمها و ستمهائی است که توسط حاکمان و مباشران، ایلخانان، کلانتران،و خانان و.... بر آنها رفته و از سوئی توام با مجاهدتها و سلحشوریها و ستم ستیزیهائی است که به منظور دفاع از آب و خاک و دیانت و شرف و ناموس خویش در  مقابل بیگانگان از خود نشان داده اند.

 مخالفت با سران قاجار و شرکت در نهضت مشروطه و مقابله با استعمار بیگانگان و مخالفت با حکومت پهلوی نشانگر موثر بودن بهمئی در حیات سیاسی و تاریخ ایران است.  بهمئی ها در سادگی و مهربانی و صداقت، دوستداری میهمان و هنردوستی زبانزدند. فرهنگ و هنر بهمئی  یکی از غنی‌ترین ذخایر فرهنگی و هنری ایران و تمدن بشری به‌شمار می‌آید و دستاورد زنان زحمتکشی است که علاوه بر هیزم‌آوری، مشک‌زنی، شیردوشی، نان‌پزی، تربیت فرزندان و شرکت در امور زراعی، بزرگ‌ترین حامیان و اشاعه‌دهندگان فرهنگ و هنر بهمئی به شمار می‌آیند. هنروری و ذوق سرشار از تودرتوی طرح‌ها و نقش متنوع و ترکیب‌بندی بی‌نظیر رنگ‌ها در بافت بهون قالی، گلیم و جاجیم و تیورو خورجین - حور  نیز از دل قصه‌ها و اشعار و شور آفرینی رقص‌ها و لطافت نغمه‌ها و ترانه‌ها سر بر می‌آورد

 

کوچ  بهمئی ها

بهمئی ها  سه تا چهار ماه از سال را کوچ می‌کنند و بقیه سال را در ییلاق و قشلاق می‌گذرانند. عده از بهمئی ها نیز یکجانشین شده، به کشاورزی و باغداری مشغولند یا در شهرهایی مثل  اهواز  رامهر مز باغملک  صیدون  شهرستان بهمئی  دیشموک ....یا و روستاهای مجاور کوچ کرده اند. بهمئی  بیشتر به دامپروری و گله داری می‌پردازند؛ به همین جهت برای رسیدن به چراگاه پیوسته کوچ می‌کنند. بهمئی ها  بجز دامداری، در ییلاق و قشلاق به کشاورزی نیز می‌پردازند.

بهمئی  همه ساله بین سرزمینهای سردسیر (ییلاق)و سرزمینهای گرمسیر (قشلاق)کوچ می‌کنند. سرزمینهای سردسیر (ییلاق) بهمئی ها شامل  کوه غارون، و سرزمینهای گرمسیر (قشلاق) شامل  رامهر مز  باغملک  و بهبهان.

چادر

نام مسکن عشایر  بهوناست که از دو بخش تشکیل می‌شود: بخش بالایی چادر (سقف آن) سیاه‌چادر نام دارد و از موی بز بافته می‌شود. بخش دیگر دیواره جانبی است که  چوب درختان است که برای نگه داشتن آن است.

پوشاک

پوشاک زنان بهمئی  عبارت است از: چهار یا پنج دامن چین‌دار است که تنبان نامیده می‌شود. تنبان‌ها را روی هم می‌پوشند و هر کدام آنها از ۱۲ تا ۱۴ متر پارچه ساخته می‌شود. تنبان‌های زیری از پارچه‌های ارزان مانند چیت گلدار و دامنهای رویی از پارچه‌های بهتر مانند مخمل یا زری و تور است و در پائین حاشیه یا تزئین دارد. پیراهن زنان تا ساق پا، یقه بسته و آستین بلند است و در دو طرف پائین چاک دارد که روی دامنها قرار می‌گیرد. اگر پیراهن از جنس ساده و گلدار نباشد پیش سینه را پولک دوزی می‌کنند. روی پیراهن الخلک  کوتاهی می‌پوشند که از زری گلدار یا مخمل است. دستمال کلاغی را از پشت سر گره می‌زنند و قسمت اضافی آن را از پشت آویزان می‌کنند.. زیور دیگر زنان گلوبند زرین یا اشرفی همراه با دانه‌های میخک و مهلب خوشبو و همچنین النگو و دست بند طلا است.

لباس مردان عموماً کت و شلوار است.  و بعضی ها هم جوقا و گیوه چار کمره می پوشند

برخی از پیشه‌های مردم

 بهمئی ها  در سردسیر و گرمسیر به کشاورزی و باغداری می‌پردازند. محصولات آنها گندم، جو، برنج، حبوبات، سبزی، مرکبات است. کشاورزی بیشتر با اصول قدیمی و گاوآهن انجام می‌گیرد. زنان در همه کارها با مردان همکاری می‌کنند. بعلاوه تمام کارهای خانه به عهده زنهاست. دختران و زنان ایل هر صبح از کوه و دشت هیزم سوخت خود را گرد آوری می‌کنند و پس از آن از رودخانه یا چشمه مشکهای آب را پر می‌کنند و به پشت می‌گیرند و به چادر می‌آورند. سپس گندم و برنج را در هاون‌های چوبی به نام «سر کو» می‌کوبند و پوست آنها را می‌گیرند. هنگام کوبیدن، آهنگ ویژه‌ای را زیر لب زمزمه می‌کنند که آهنگ «برنج کوبی» نامیده می‌شود. پس از آن آرد را خمیر و چانه می‌کنند و از آن نان می‌پزند. نان را روی  تاوه فلزی می‌پزند.

زنان از شیر کره، ماست، کشک،قارا ، سرشیر و جز آن تهیه می‌کنند. ماست را در مشکهایی که به سه پایه چوبی ( ملار ) متصل است می‌آویزند و آنقدر تکان می‌دهند تا کره و دوغ بدست آید. کار دیگر زنان بافت جاجیم، گلیم، قالی، خورجین، در تمام کارها و مصائب زندگی همره مردان هستند.

.

  • وسایل سواری ـ وسیله حمل و نقل و سواری بهمئی ‌ها در ییلاق و قشلاق اسب، قاطر و الاغ است .
  • شکار ـ یکی از سرگرمیهای مردان  بهمئی  در اوقات بیکاری شکار پرندگان و جانوران دیکر است که به‌وسیله تفنگ انجام می‌گیرد.  بهمئی ها به شکار و تیراندازی و سواری بسیار علاقه‌مندند و بیشتر آنان در این فن مهارت زیادی دارند.در بین پرندگان کبک وتیهوبرای شکار محبوبیت زیادی دارد  و در بین جانوران شکار آهور را دوست دارند.

·         برخی از آداب و رسوم

·         بهمئی ها  مردمانی سرخوش و دلشادند. به جشن, شادی علاقمندند اند. در تمام سال تنها در ده روز آغاز محرم سوگواری می‌کنند. در جشن‌ها و عروسیها رقص چوبی (گروهی) زنان و مردان  بهمئی  بسیار زیبا و جالب است. در مراسم جشن و عروسی زنان و مردان بهمئی  رقص بسیار زیبا و جالبی دارند.

 

 

 

بهمئی هاشامل احمدی و مهمدی 

احمدی ها شامل بیزنی ها(ویسیها-تاکایدی ها-غیبی ها-بلواسی ها-گوهر عالی-ولی-مشهدی محمدی-بالیاوی) جلالی ها(باولی-کمبری-شوسینی-و شه نظری

مرکز این تیره شهرستان بهمئی-کت -بااحمد-و سیاه شیر و تعداد زیادی در شهرستان رامهرمز و باغملک می باشند.

مهمدی: شامل دو فرزند به نام عالی و میسا می باشد

عالی دارای فرزندی به نام درویش که دارای ۵ فرزند می باشد که به طایفه عالی محمودی معروفند

میسادارای ۵ فرزند می باشد از دو مادرعبدل و عیسی از یک مادر نری میسا و مهمد میسا و علاد از مادر دیگر 

 

علاء الدین (میر احمد-قنبر- شیخ -محمد- خواجه امیر - نیم طلا-)کمایی، محمد موسی، نری میسا و-خان ها -نوروزی- خلیلی ها – بناری ها- کلاه کج ها- احمدی ها -  سادات ( سادات عباسی و سادات میر سالاری و درویش ها)- عالی محمد- کاظمی ها – ویسی ها- نوروزی ها  - تاکایدی
 

سرزمین

 

سرزمین بهمئی را كوههای بلند و دره‌های ژرف و تپه‌ها و دشتهای بی‌‌‌‌شمار پوشانده و چشمه‌سارها سبزین و خرمش كرده‌ است. هوایش سرد است و لطیف، آبش گوارا و سالم.

  شاه منگشت -تاگک  - گندمکار- غارون- سیروک – منگار - تنگ چویل- سردوراب - بن دوراب- سردو  دتو – نایاب – زواب- سرقوچ-  «مُمْبی»، «تنگ چویل»، «تنگ سولك» «چهار دره»، لیراو- سرگچ – چا روسا-اولون- بالیاو- «رود كپ»، «رود تلخ»، «غارن»، (قارون)، «مالخانی» و كوه‌های «برد سپید» (سنگ سپید)، «كوه سیاه»، «برد كوه» (كوه سنگی) و ……كه آب و هوایی سرد دارند، جای تابستان بهمئی هاست، و دهستان‌های «كَتْ»، «لِكَكْ»، (ابوالفارس)، «باو احمد» (بابا احمد)، « سردره  »، «علا»، «واجل» «رودزیر» «بن شوار » سر آسیاب  - چل سرخ- دره بنیاب – ماوی – شهرک ماوی – دره زرد – میانبشه – پتک – سرله – منجوک-  طلاور و «جایزون و 1 شهر های صیدون – شهرستان بهمئی – و شهر دیشموک  كه هوای گرم ملایم دارند جای زمستانی ایل بهمئی است.

 

بهمئی‌ها درباره تاریخچه ایل خود و چگونگی ایل خود پدید آمدن آن داستانی دارند كه تاریخ شكل یافتن ایل بهمئی را به سیصد تا چهار صد سال پیش می‌رساند و نسب مردمش را به لرهای «بهداروند».

داستان چنین است كه چهارصد سال پیش مردی «عالی» نام، دختری از بزرگ طایفه سادات را به زنی می‌گیرد. او از این زن پنچ پسر می‌آورد به نامهای بهمن و طیب و یوسف و شیر و خدر. پسرهای او نیز فرزندانی می آورند و پسران ایشان نیزهمچنین. بهمن وطیب و شیر و یوسف و خدر هر یك ایلی تشكیل می‌دهند كه «بهمئی» و « طیب» و «شیر» و « یوسف» و «خدر عالی» یا «خیر عالی» نامیده شدند. این پنج ایل زمانی چند در كنار هم به صلح و صفا، در سرزمینی كه امروز خاك بهمئی‌اش نامیده‌اند، زندگی كردند.روزگار خوشی و آشتی آنها دیری نپائید. روزی بهمئی‌ها جای زندگی را تنگ دیدند و چراگاه را تنگتر، پس بهانه ساز كردند و ناسازگاری آغاز با ایلهای دیگر كه روزگاری با هم احساس خویشی می‌كردند و همخونی، برهم زدند. آشوبی بپا شد و زد و خوردی سخت میانشان در گرفت. سویی بهمئی‌ها بودند، سوی دیگر شیریها با طیبی‌ها و یوسفی‌ها و خدریها. طیبی‌ها تاب نیاوردند، ناچار با بهمئی‌ها از در دوستی آمدند، شیریها و دیگران كه در رزم استوار بودند و در انتقام كینه‌كش، جنگیدند تا نیرویشان و تاب ایستادگیشان رفت. ناگزیر سرزمین خود را برای بهمئی‌ها واگذاشتند و بجایی رفتند كه آسایشی داشت و زمینی گسترده و بی‌رقیب.

ایل بهمئی دو طایفه دارد. «احمدی» و «مهمدی». احمد و محمد برادر بودند و پسران «بهمن». بهمن هم پسر «عالی» بود و پی گذار ایل بهمئی. محمد پسری داشت «میسا») نام و میسا هم چهار پسر به نامهای «علاد» و «خلیل» و «نری» و «مهمد» از فرزندان علا و آل تبارش طایفه «الادینی  پدیدآمد، و از این روی از دو طایفه دیگر ایل بهمئی تازه‌تر و جوانتر است.

خلیل تیره‌یی تشکیل داد به نام «خلیلی» از طایفه «مهمدی». نری هم تیره‌ای به نام «نریمیسا» (نری پسر موسی) كه بسیار زیاد  و تعدادی زیادی از آنها در کشورهای اروپایی از جمله بریتانیا  و آمریکا سکونت دارند از مهمد هم در طایفه  «مهمد میسا» (محمد پسر موسی) درست شد.

ایل بهمئی بجز این سه طایفه، ( نریموسی – محمد موسی و علا الدین )طا‌یفه یی هم به نام «یسوی» (یوسفی) دارد.

طایفه احمدی خود دو طایفه‌ شد. «بیجنی» (بیژنی) و «جلالی» بیژن و جلال فرزندان احمد بودند. طایفه بیجنی دوازده تیره دارد و طایفه جلالی چهار تیره. هر یک از این تیره ها چند تیره كوچك و چند دهه دارند. پاره‌‌یی از تیره‌های دو طایفه بیجنی و جلالی كه كوچك و كم جمعیت‌اند تنها چند دهه را در بر می‌گیرند.

طایفه «مهمدی» پنج تیره و طایفه «الادینی» هشت تیره دارد وهر یك چند تیره «كناری». تیره‌ها و دهه‌های طایفه الادینی بیش از طایفه‌های دیگر ایل بهمئی است. در کل کلیه بهمئی ها همه فرزند بهمن عالی می باشند.

هنرهای دستی

هنرهای دستی زنان بهمئی قالی، بهون، جوراب، «شله»، «حور»، «خورج»، «جوال»، «بنه»، گبه و جاجیم و «وریس» است كه پاره‌یی از آنها به نقشهای ساده طبیعت نگارین شده.

«شله» از موی بز بافته می‌شود و «حور» از پشم گوسفند. تار«خورج» از موی بز و پودش از پشم گوسفند است. «بنه» تور بافته شده‌یی است مخصوص بردن خوشه‌های گندم.

 

خدا کرم خان فرزند سرهنگ خان ، فرزند محمد حسین خان بهمئی متولد 1273 شمسی کشته شده در 20/9/1316 پس از جنگ با حاکمان و نظامیان شاه در جنگ اعلاء . خدا کرم خان چون جوانی دلیر و شجاع بود و در بین افراد ایل  بهمئی بسیار محبوب و دوست داشتنی بود به خان طلا شهرت یافت و همه او را به خان طلا می شناختند . و او را همانند طلا پاک ، نجیب و با ارزش می دانستند و در جنگ اعلاء با ارتش رضا شاه این را برای همه به اثبات رساند .

گل محمد محمد موسایی : یکی از قهرمانان  ایل بهمئی در زمان رضا شاه قیام ۱۳۱۶  افتخارات زیادی را برای ایل بهمئی داشته است

 

تظاهرات و جنبش مردمی عشایر بهمئی روستای رود زیر علیه رژیم منحوس پهلوی در تاریخ 15/10/57 منجر به سرکوبی کامل ماموران رژیم پهلوی در منطقه رودزیر بهمئی از توابع شهر صیدون شهرستان باغملک خوزستان گردید و دوتن از فرزندان غیور عشایر بهمئی (شهید اسکندر جاویدان و شهید احمد داورپناه)به شهادت رسیدند و عکس این شهدا در پاریس خدمت امام راحل (ره) رسید.

[ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 ] [ 05:38 ب.ظ ] [ محمدرضا شاکری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری

mouse code

كد ماوس